بديع الزمان فروزانفر
407
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
لوح محفوظ : در اصطلاح شرع ، جسمى است بالاى آسمان هفتم كه در آن احوال و حوادث گذشته و آينده نوشته شده است و بروايت ابن عباس لوحى است از مرواريد سپيد كه در ازاى آن از آسمان تا به زمين و پهناى آن از مشرق تا مغرب است ، در اصطلاح حكما ، عقل فعال يا عقل اول و يا نفس كلى است . و در اصطلاح صوفيه يكى از مراتب نور الهى است كه در مرتبهاى از مراتب خلق و آفرينش متجلى است و تمام موجودات در آن ، بالاصاله نمايان است و بنا بر اين مىتوان گفت كه مرتبهى علم تفصيلى حق است ، علت توصيف آن به « محفوظ » يا براى آن است كه خطا در آن راه ندارد و يا آن كه مصون از تغيير و تبديل است و يا آن كه جز پاكان و خاصان كسى بر آن اطلاع نمىيابد . مطابق روايات اسلامى جاى اين لوح پيشانى اسرافيل است ، بعضى نيز آن را به سينهى اوليا و خلفاء محمدى و راسخين در علم تاويل كردهاند . تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 3 ، ص 77 ، لطايف الاشارات ، از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 8 ، ص 528 ، الانسان الكامل ، تاليف عبد الكريم جيلى ، طبع مصر ، ص 7 ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : اللوح المحفوظ ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 307 ، شرح سبزوارى . تعبير « لوح حافظ » و « لوح محفوظ » در ضمن حكايتى از مولانا نيز آمده است . مناقب العارفين ، طبع انقره ، ص 413 . به نظر مىرسد كه قصد مولانا آنست كه سالك پس از آن كه بمواعظ پير كه چشمهى فياض معرفت و به مثل ريگى است كه آب از آن مىجوشد ، عمل كند آن گاه از تعلم و رياضت مىآسايد و خود منبع حكمت و دانش مىشود و بمرتبهى كشف و الهام نائل مىگردد پس تا وقتى كه طالب است و طى طريق مىكند « لوح حافظ » است و كار او تعلم و آموختن و از بر كردن است و چون مراحل